آينده شغلي رشته مديريت

رشته مديريت در كشور ما داراي شاخه هاي متعددي مي باشد كه از آن جمله مي توان به مديريت بازرگاني، صنعتي، دولتي، جهانگردي، بيمه، بيمه اكو، امورگمركي و امور بانكي اشاره كرد و همچنين از شاخه هاي تخصصي تري مثل مديريت كميسرياي دريايي يا اداره امور بيمارستان‌ها نام برد.

گرايش مديريت بازرگاني:
يك دانشجوي مديريت بازرگاني به‌عنوان يك مدير تجاري تحصيل كرده، مي تواند امور تجاري را تفكيك كرده و اداره كند و به ياري قدرت خلاقه ي خويش در ايجاد بازار جديد، ارائه خدمات متنوع و تازه، ابداع روشهاي جديد در عرضه و توزيع، كارآفرين باشد. يك فارغ التحصيل مديريت بازرگاني بايد بتواند براي كالاهاي موجود، بازار جديدي پيدا كرده يا روشهاي مطلوب توزيع را در سيستم دولتي طراحي كند. چون امروز يكي از بزرگ‌ترين مشكلات كشور ما رساندن محصولات كشاورزي مثل برنج، چاي و مركبات به بازار و به دست مصرف كننده است.

دروس مشترك بين گرايش‌هاي مختلف مديريت
اصول حسابداري، رياضيات و كاربرد آن در مديريت، آمار و كاربرد آن در مديريت، كامپيوتر و كاربرد آن در مديريت، اقتصاد خرد، اقتصاد كلان، روش تحقيق در مديريت، مباني سازمان و مديريت، تحقيق در عمليات، مديريت رفتار سازماني، مديريت منابع انساني، حقوق اساسي، مباني مديريت اسلامي، مباني سازمان و مديريت، سيستم هاي اطلاعاتي در مديريت.

دروس اصلي و تخصصي گرايش مديريت بازرگاني
مديريت استراتژيك، حقوق بازرگاني، حسابرسي، مديريت توليد، مديريت مالي، توسعه اقتصادي و برنامه ريزي، روانشناسي كار، حسابداري صنعتي، بازاريابي و مديريت بازار، تجزيه و تحليل و طراحي سيستم، سازمانهاي پولي و مالي بين المللي، بازرگاني بين المللي، بازاريابي بين المللي، پول و ارز و بانكداري، سياست پولي و مالي، سيستم هاي خريد و انبارداري توزيع، حقوق بازرگاني بين الملل، تحقيقات بازاريابي، روابط صنعتي، سمينار در مسايل مالي، سمينار در مسايل بازاريابي، بهره وري و تجزيه و تحليل آن در سازمان.


گرايش مديريت صنعتي
حضور يك كارشناس مديريت صنعتي كه مسوليت نيروي انساني را بر عهده بگيرد، در هر واحد صنعتي ضروري است تا وي بتواند با استفاده از دانش خويش، مشاركت، مهارت و انگيزه نيروي انساني واحد صنعتي مورد نظر را افزايش دهد. يكي از علل عدم موفقيت صنايع ما اين است كه اكثر مسولين واحدهاي صنعتي، فارغ التحصيل مديريت صنعتي نيستند. مديريت صنعتي داراي سه بعد اصلي فني و تكنيكي، بعد مالي و بعد رفتاري و اجتماعي مي باشد. در رشته مهندسي صنايع دانشجويان بيشتر به مطالعه بعد فني و تكنيكي صنايع مي پردازند اما رشته مديريت صنعتي به دو بعد مالي و رفتاري صنايع تاكيد بيشتري دارد.

دروس اصلي و تخصصي گرايش مديريت صنعتي
مديريت مالي، روانشناسي صنعتي، حسابداري صنعتي، بازاريابي و مديريت بازار، كنترل كيفيت آماري، سيستم هاي خريد و انبارداري و توزيع، تحقيق در عمليات، كنترل پروژه، طرح ريزي و تعميرات و نگهداري، كارسنجي و روش سنجي، مديريت كارخانه، حفاظت صنعتي، بررسي اقتصادي طرحهاي صنعتي، روابط صنعتي، فنون تجزيه و تحليل و طراحي سيستم، بازاريابي بين المللي، بهره وري و تجزيه و تحليل آن در سازمان، پروژه.

گرايش مديريت دولتي
هدف رشته مديريت دولتي، تربيت مديران شايسته اي است كه بتوانند وظايف پنجگانه محوله را به نحو احسن در سازمانها و تشكيلات دولتي كشور انجام دهند. اين وظايف عبارتند از : -1 برنامه ريزي و اجراي آن. 2 -سازمان دهي يا تقسيم وظايف بين كاركنان يك سازمان به نحوي كه با تقسيم كار بتوا ند مهارت پرسنل خود را در پرداختن به كارهاي جزئي افزايش دهد. 3- عمليات امور استخدامي يا كارگزيني كاركنان جديد. 4- هدايت و راهبري. 5- نظارت و كنترل.

دروس اصلي و تخصصي گرايش مديريت دولتي
روانشناسي سياسي، جامعه شناسي سازمانها، توسعه اقتصادي و برنامه ريزي، مديريت تحول سازماني، حسابداري دولتي، ماليه عمومي و تنظيم خط مشي مالي، فراگرد تنظيم و كنترل بوجه، مديريت سازمانهاي محلي و شهرداريها، مباني مديريت دولتي، مديريت تطبيقي، مديريت توسعه، مديريت تعاوني ها، تصميم گيري و تعيين خط مشي، سير انديشه هاي سياسي و تحول نهادهاي اداري، مباحث ويژه مديريت دولتي، حقوق اداري، سازماندهي و اصلاح تشكيلات و روشها، روابط كار در سازمان.

گرايش مديريت جهانگردي
لازمه توسعه و تقويت صنعت جهانگردي، اطلاع از زمينه هاي اقتصادي، اجتماعي، جغرافيايي و فرهنگي كشور است تا بتوان امكانات موجود و همچنين مسائل و مشكلاتي كه در راه ؟؟؟ اين صنعت وجود دارد، شناسايي كرد و سپس بر اساس تحقيقات موجود، يك برنامه ريزي دقيق و عملي داشت. و البته چنين كاري تنها به ياري مديراني كارآمد و متخصص در صنعت جهانگردي امكان پذير است. تخصصي كه در شاخه مديريت جهانگردي آموزش داده مي شود. يعني متخصص اين رشته در نهايت بايد بداند كه چه نوع جهانگردي را جذب كند؟ چگونه جذب كند؟ و چگونه بازارهاي جهانگردي جديدي براي جذب توريست ايجاد نمايد؟

 دروس اصلي و تخصصي گرايش مديريت جهانگردي
تاريخ و فرهنگ ايران، شناخت روحيات ملل، قوانين و مقررات حقوقي جهانگردي، مباني مردم شناسي جهانگردي، مديريت بازاريابي و تبليغات جهانگردي، اقتصاد جهانگردي، شناخت صنايع دستي ايران، نقشه خواني و آشنايي با نقشه، جغرافياي جهانگردي ايران، شناخت صنعت جهانگردي، گذراندن اوقات فراغت، آداب سفر در اسلام، تجزيه و تحليل مسائل اجتماعي در ايران، باستان شناسي ايران، هنر و معماري ايران، آشنايي با موزه هاي ايران، امور مسافرت و صدور بليط، فن راهنمايي، برنامه ريزي توسعه جهانگردي، مطالعات تطبيقي سياستهاي جهانگردي، فرهنگ عامه، زبان انگليسي مكاتبات تخصصي، زبان انگليسي مكالمه، آشنايي با سازمانهاي دولتي ايران، نقش جهانگردي در بسط روابط بين الملل و گسترش منابع اقتصادي كشور،كارآموزي، اصول حسابداري، رياضيات و كاربرد آن در مديريت، آمار و كاربرد آن در مديريت، كامپيوتر و كاربرد آن در مديريت، اقتصاد خرد، اقتصاد كلان، روش تحقيق در مديريت، مباني سازمان و مديريت، تحقيق در عمليات، مديريت رفتار سازماني، مديريت منابع انساني، حقوق اساسي، مباني مديريت اسلامي، مباني سازمان و مديريت، سيستم هاي اطلاعاتي در مديريت.

گرايش مديريت بيمه
دانشجوي مديريت بيمه نحوه اداره سازمانهاي بيمه و چگونگي رفتار با بيمه گذارها را فرا مي گيرد تا بتواند آنها را به بيمه گذاري ترغيب و تشويق كند. همچنين دانشجويان درباره انواع فعاليت هاي بيمه مثل بيمه عمر، ماشين، خدمات درماني و غيره اطلاعات لازم را كسب كرده و چگونگي فعاليت در اين زمينه ها را براساس پايه و مباني مديريتي فرا مي گيرند.

 نكاتي در باب آينده شغلي و تحصيلي رشته تحصيلي مديريت بيمه
    آينده علمي و شغلي رشته تحصيلي بيمه به شرح ذيل است:
  1- اخذ نمايندگي بيمه يا شركت نمايندگي بيمه
  2- كارگزار بيمه
  3- بازارياب بيمه
  4- كار در شركت‌هاي بيمه (دولتي و خصوصي)
  5- كار در بيمه مركزي ايران يا پژوهشكده بيمه مركزي يا وزارت اقتصاد در معاونت بانك و بيمه
  براي آينده علمي
  ادامه تحصيل در كارشناسي‌ارشد رشته‌هاي مديريت بازرگاني در دانشگاه علامه طباطبايي يا كارشناسي ارشد رشته‌هاي مديريت.

دروس اصلي و تخصصي گرايش مديريت بيمه
حسابداري صنعتي، اصول مديريت بازرگاني، رواشناسي عمومي، جامعه شناسي، توسعه اقتصادي، حسابرسي، پول و ارز و بانكداري، حقوق مدني، حقوق تجارت، اصول بيمه، بيمه اموال، بيمه اشخاص، حسابداري شركت هاي بيمه، مديريت ريسك و بيمه، بيمه اتكايي، حقوق بيمه، بازاريابي و مديريت بازار، متون بيمه انگليسي.

گرايش مديريت بيمه اكو
بيمه اكو يك دانشكده تخصصي است كه در ايران ايجاد شده است و دانشجويان خود را از بين علاقه مندان كشورهاي عضو پيمان منطقه اي اكو انتخاب مي كنند. در اين گرايش موضوعات مختلف مديريتي، اقتصادي، حقوقي، حسابداري و تجاري آموزش داده مي شود و دانشجويان درباره ي نقش بيمه در ايجاد امنيت سرمايه گذاري و امنيت اقتصادي و رفاهي جامعه مطالعه مي كنند. گفتني است تفاوت اين گرايش با مديريت بيمه در آن است كه تمامي دروس گرايش مديريت بيمه اكو به زبان انگليسي است و از همين رو اين دانشكده در مرحله اول ده برابر ظرفيت، دانشجو مي پذيرد و سپس از بين داوطلبان افرادي كه تسلط بيشتري به زبان انگليسي دارند، انتخاب مي كنند. همچنين در اين گرايش به قوانين حقوق بين‌الملل و تجارت بين‌الملل توجه بيشتري مي شود.

گرايش مديريت امور گمركي
گمرك در خدمت تجارت جهان است و گرايش مديريت امور گمركي نيز بخشي از مديريت تجارتي وبازرگاني است كه در آن نحوه بررسي كالاهاي وارداتي و صادراتي و نحوه تنظيم اظهارنامه ها و چگونگي ايجاد تعرفه هاي مالياتي آموزش داده مي شود. همچنين دانشجويان مي آموزند بر اساس سياست اقتصادي كشور، كالاهاي ممنوعه و غير ممنوعه را شناسايي كنند.
دروس اصلي و تخصصي گرايش مديريت امور گمركي
ماليه عمومي و خط مشي مالي دولتها، اصول بيمه، حقوق و مقررات مدني، حقوق تجارت، توسعه اقتصادي و برنامه ريزي، حسابداري دولتي، مسايل بانكي و اعتبارات اسنادي، مكاتبات بازرگاني به زبان انگليسي، روشهاي تحقيق و مآخذ شناسي، اصول تنظيم وكنترل بودجه دولتي، قوانين و مقررات گمركي، شيمي كاني ها و فلزات، شناخت الياف نسجي و مصنوعات آنها، آشنايي با ماشين آلات و تجهيزات الكتريكي و الكترونيكي، آشنايي با ميراث فرهنگي، آثار هنري و عتيقه جات، مقررات عمومي صادرات و واردات سازمانها و كنوانسيونهاي بين المللي گمركي، زبان انگليسي تخصصي، بازرگاني بين الملل، امور مالي بين الملل، آشنايي با صنعت.

آينده شغلي، بازار كار، درآمد
به جرات مي‌توان گفت كه يك فارغ‌التحصيل رشته مديريت اگر در طي تحصيل به خوبي مطالعه و تحقيق كرده و فرد كارآمدي باشد، هيچ‌وقت بيكار نخواهد ماند. چرا كه امروزه شركت‌ها براي اين كه بتوانند در مقايسه با رقيبان، كالا يا خدمات را در زماني كمتر، با هزينه پايين‌تر و كيفيت بالاتر به مشتريان تحويل دهند، به مديراني متبحر نياز دارند.
براي مثال در يك كارخانه كنتورسازي كه روزانه 700 كنتور با 26 نفر توليد مي‌كرد اكنون با حضور يك مديرعامل توانا و آشنا با فن مديريت ، روزانه 1050 كنتور با 13 نفر در هر خط توليد ساخته مي‌شود، همچنين ارزبري هر كنتور از 12 دلار به 9/1 دلار كاهش يافته است.

مدير عامل اين شركت در بخشي از خاطرات خود مي‌گويد:
در اوايل دوران مديريت شركت با يكي از كاركنان آشنا شدم كه از روي شرارت چندين بار با مدير عامل پيشين درگير شده بود اما بعد از اجراي طرح نظام مشاركت كه در آن علاوه بر همكاري جسمي از همكاري قلبي و روحي كاركنان نيز در پيشبرد اهداف كارخانه استفاده مي‌شود، همين فرد بيش از 250 طرح ارائه داد كه تنها يك طرح وي 50 هزار مارك صرفه‌جويي ارزي و 40 ميليون تومان صرفه‌جويي سالانه براي شركت به همراه داشته است.
بدون شك چنين مديري نه تنها بيكار نمي‌ماند بلكه اوست كه در ميان فرصت‌هاي شغلي مختلف ، بهترين را انتخاب خواهد كرد.
چون در رشته‌هاي مديريت اشتراك و تداخل دروس نسبتا بالاست، بنابراين ضرورتي ندارد كه فرصت‌هاي شغلي آنها را تفكيك كنيم اما اگر بخواهيم چنين كاري را انجام دهيم، بايد بگوييم كه فارغ‌التحصيل مديريت دولتي مي‌تواند در موسسات دولتي و عمومي و خدماتي مشغول به كار گردد. مديريت بازرگاني در سازمانهاي اقتصادي و بازرگاني فعاليت كند و مديريت صنعتي براي كار در سازمانهاي صنعتي و توليدي مناسبتر است.

دكتر ضرغام نيز در مورد فرصت‌هاي شغلي فارغ‌التحصيل مديريت جهانگردي مي‌گويد:
يك عقيده كلي در اين گرايش وجود دارد و آن اين است كه براي متخصص جهانگردي كار بي‌نهايت است و البته اين بستگي به خلاقيت و نوآوري فارغ‌التحصيل اين رشته دارد تا بتواند نيازهاي بازار كار اين صنعت را يافته در آن قسمت مشغول به كار گردد. هر چند در حال حاضر به دليل كمبود نيروي كار متخصص در صنعت جهانگردي كشور، تمامي دانشجويان اين رشته جذب بازار كار مي‌شوند و مي‌توانند در دفاتر خدمات مسافرتي به‌عنوان مدير فني و يا تورگردان و يا در سازمان ايرانگردي و جهانگردي وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامي مشغول به كار گردند.

دكتر يوسفي نيز در مورد فرصت‌هاي شغلي فارغ‌التحصيل بيمه مي‌گويد:
علاوه بر شركت‌هاي بيمه دولتي كه به متخصصان رشته مديريت نياز دارند، شركت‌هاي بازرگاني و حمل و نقل كه در ارتباط با تجارت بين‌المللي هستند نيز فارغ‌التحصيلان اين گرايش را جذب مي‌كنند.
وي در ادامه در مورد فرصت‌هاي شغلي فارغ‌التحصيل بيمه اكو مي‌گويد:
فارغ‌التحصيل اين گرايش چون به زبان انگليسي تسلط كامل دارد، راحت‌ جذب بازار كار مي‌شود و حتي بعضي از شركت‌هابه ما نامه مي‌نويسند و از ما مي‌خواهند كه دانشجويان را پس از فارغ‌التحصيل شدن به شركت آنها معرفي كنيم.
دكتر يوسفي همچنين در مورد فرصت‌هاي شغلي مديريت امور گمركي مي‌گويد:
فارغ‌التحصيل اين رشته مي‌تواند در گمرك‌ها ، شركت‌هاي صادرات و واردات، حمل و نقل، بيمه،‌ فرودگاهها و در مناطق مرزي مشغول به كار گردد.

توانايي‌هاي مورد نياز و قابل توصيه
داوطلب بايد از توان كافي در درسهاي رياضي،‌ آمار، اقتصاد و زبان انگليسي دوره دبيرستان برخوردار باشد و درك بالايي در فهم مطالب به ويژه در زمينه امور مالي داشته باشد.
قدرت رهبري، اعتماد به نفس، روابط اجتماعي خوب، توان تجزيه و تحليل و قدرت بيان قوي از ويژگي‌هاي لازم براي دانشجوي رشته مديريت در تمامي گرايش‌ها است.

همچنين به گفته دكتر حقيقي استاد مديريت بازرگاني دانشگاه تهران، دانشجوي اين رشته بخصوص در گرايش‌هاي بازرگاني و صنعتي بايد به مسائل تجاري و اقتصادي و محيط بازار علاقمند بوده و در دروس رياضي ، زبان انگليسي و ادبيات فارسي قوي باشد. چون در رشته مديريت براي تجزيه و تحليل مطالب بايد در درس رياضي قوي بود و همچنين براي دسترسي به منابع مختلف اين رشته، تسلط به زبان انگليسي بسيار اهميت دارد و بالاخره يك مدير بايد بتواند مطالب را به درستي و زيبايي بيان كرده و بنويسد وگرنه شنونده و يا خواننده مطالب او خسته خواهد شد. به همين دليل بايد در درس ادبيات قوي بوده و از نگارش خوبي بهره‌مند باشد.

دكتر اصغرزاده يكي ديگر از اساتيد مديريت دانشگاه تهران نيز معتقد است كه دانشجوي رشته مديريت بخصوص مديريت صنعتي بايد در دروس رياضي و آمار قوي باشد و به همين دليل بهتر است كه دانشجويان اين گرايش از بين داوطلبان رشته علوم رياضي فيزيك انتخاب شوند.
دكتر شهيدي استاد مديريت صنعتي دانشگاه تهران نيز در مورد توانايي‌هاي لازم براي دانشجويان اين رشته مي‌گويد:
دانشجوي رشته مديريت بايد خلاقيت، نوآوري و قدرت تشخيص خوبي داشته باشد تا بتواند نتيجه تصميمي را كه امروز مي‌گيرد، در آينده ارزيابي كند و بدين وسيله از انجام كارهاي بي‌فايده كه گاه مي‌تواند ضرر و زيانهاي غيرقابل جبراني نيز به همراه داشته باشد، جلوگيري كند.
دكتر ضرغام استاد مديريت جهانگردي دانشگاه علامه طباطبايي نيز در مورد ويژگي‌هاي لازم براي دانشجوي اين گرايش مي‌گويد:
دانشجوي مديريت جهانگردي لازم است كه به تاريخ و فرهنگ خود و به درس جغرافيات علاقمند باشد و همچنين از روابط اجتماعي خوبي برخوردار بوده و به يك زبان خارجي مثل انگليسي ، فرانسه و يا عربي مسلط باشد تا بتواند با جهانگردان خارجي به راحتي ارتباط برقرار كند.

  فارغ‌التحصيل اين رشته با تسلط به مباحث تئوري مديريت مالي در حوزه‌هاي مختلف همچون سرمايه‌گذاري و بانكداري و بيمه و مديريت ريسك و مهندسي مالي ( ارائه روش‌هاي نوين مالي ) تامين مالي و اعتباري مي‌تواند در پست‌هاي مرتبط سازماني از جمله معاونت مالي ( در مفهوم جديد آن ) و معاونت سرمايه‌گذاري و تامين مالي اعتبارات مالي در بانك‌ها و ارزيابي اقتصادي پروژه‌ها و شركت‌هاي سرمايه‌گذاري و بورس اوراق بهادار و غيره مشغول بكار شوند. اين رشته در حال حاضر داراي آينده شغلي بسيار مناسبي است. از دانشگاه تهران از سال 1382 در مقطع كارشناسي اقدام به جذب دانشجو كرده است. امكان ادامه تحصيل در اين رشته تا مقطع دكترا وجود دارد. بديهي است كه در هر سازمان يا نهاد، كه افرادي خاص اهداف مشخصي را دنبال مي‌كنند، مهم‌ترين ركن موفقيت آن سازمان يا نهاد، توانمندي مدير آن سازمان در استفاده بهينه از حداقل امكانات جهت بهره برداري بهتر براي نيل به اهداف است.

بارها از زبان اطرافيانتان در مورد مديران نالايق و كارمندان لايق آن‌ها مطالب ريز و درشتي شنيده ايد. آنچه ما مي‌دانيم چيزي فراتر از اطلاعات شما نيست، فقط يادآوري اين نكته مهم است كه در كشور ما افراد هستند كه براي مجموعه تصميم مي‌گيرند نه يك سيستم از قبل تعريف شده. بازار كار اين رشته در صورت موافقت مقام مافوق مي‌تواند در بدنه عظيم‌الجثه دولت و بخش خصوصي باشد.

وضعيت ادامه تحصيل در مقاطع بالاتر
فارغ‌التحصيل مقطع كارشناسي مديريت مي‌تواند در مقطع كارشناسي ارشد در گرايش‌هاي مختلف: بازرگاني داخلي، بازاريابي بين‌الملل، مالي، تحول بازاريابي و بيمه به تحصيل ادامه دهد. اين گرايش‌ها در دانشگاه‌هاي داخل كشور ارايه مي‌شود. در دوره دكتري نيز گرايش‌هاي: مديريت منابع انساني، پژوهش‌هاي عملياتي رفتار سازماني و... ارايه مي‌شود.
در دوره كارشناسي ارشد 32 واحد و دوره دكترا 45 واحد درس اختصاصي ارايه مي‌شود.

وضعيت نياز كشور به اين رشته در حال حاضر
البته يك فارغ‌التحصيل رشته مديريت نبايد انتظار داشته باشد كه از همان بدو امر به‌عنوان مدير يك شركت يا كارخانه مشغول به كار گردد. چون بخشي از مطالب و محتواي كلاس‌هاي مديريت بايد از محيط و سازمان‌هاي جامعه گرفته شود. بنابراين فارغ‌التحصيل اين رشته در ابتدا بايد به‌عنوان يك كارشناس در رده‌هاي پايين‌تر وارد بازار كار شده و سپس به مرور پله‌هاي ترقي را طي كند. يعني مي‌تواند در طيف وسيعي از شركت‌ها و سازمانها مانند شركت‌هاي تجاري، توليدي، مالي، بانك‌ها، موسسه‌هاي بيمه، سازمانهاي حسابرسي و موسساتي كه با تجارت خارجي سر و كار دارند به‌عنوان مسئول تداركات، كارگزيني، امور مالي، بازاريابي و… مشغول به كار گردد.

مديريت دولتي: فارغ‌التحصيلان مي‌توانند مشاغلي از قبيل: كارشناس اداري، امور كاركنان ، تشكيلات و روش‌ها، طبقه‌بندي مشاغل، حقوق و دستمزد، برنامه‌ريزي پرسنلي و نظاير آن و قبول مسئوليت در سمت مديران سطوح مياني و سرپرستي واحدهاي اداري و خدماتي وزارت‌خانه‌ها و سازمان‌هاي دولتي و شهرداري‌ها را عهده‌دار شوند.
مديريت بازرگاني: فارغ‌التحصيلان گرايش مديريت بازرگاني مي‌توانند در موسسه‌هاي بازرگاني، اموري مانند تداركات، كارگزيني، امور مالي، و بازاريابي را عهده‌دار شوند.
مديريت صنعتي: اين فارغ‌التحصيلان مي‌توانند در قسمت‌هاي مديريت توليد، اداره و حفاظت فني و قسمت كنترل مرغوبيت كالا مشغول به كار شوند.

 

کارشناسی مدیریت فرهنگی و هنری

معرفی رشته مدیریت فرهنگی و هنری:

نگاه شما به مقوله فرهنگ و هنر چگونه است؟ چقدر به گستردگي و تنوع موضوعات اين عرصه واقفيد؟ و آيا به  تأثير شگرف فرهنگ بر ساير عرصه ها در جامعه امروز ما اذعان داريد؟

فرهنگ به عنوان يكي از مؤلفه هاي اصلي زندگي انسان ها هميشه از اهميت ويژه اي برخوردار بوده است. لذا به منظور تصميم گيري مناسب در اين حوزه، استفاده مناسب از فرصت ها و ظرفيت ها و رفع تهديدها و از بين بردن نقاط ضعف نياز است مديران اين حوزه داراي دانش و بينش كافي و مناسب باشند. 

رشته تحصيلي مديريت فرهنگي و هنري با قدمتي نه چندان طولاني، قصد دارد تا دانشجويان را با مسايل اين حوزه آشنا سازد و آنها را براي ورود به عرصه فرهنگي كشور آماده نمايد. مطمئنا مديران فرهنگي كشور كه داراي تحصيلات آكادميك مرتبط باشند نسبت به ساير مديران اين حوزه به طور كلي تصميمات بهتر و دقيق تري اتخاد مي نمايند.


در ادامه برای آشنایی بیشتر متقاضیان انتخاب رشته کنکور و نیز افرادی که در بازار کار و استخدام به دنبال آینده شغلی بهتری هستند، اطلاعات بیشتری شامل: برنامه درسی(سرفصل) و تعداد واحد ها، دانشگاه های دارای رشته مدیریت فرهنگی و هنری، معرفی رشته های ارشد و دکتری مدیریت (به منظور ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر آموزش عالی) و معرفی فرصت شغلی و بازارکار این رشته ارایه می شود.

 

سر فصل دروس مدیریت فرهنگی و هنری و تعداد واحدها :

تعداد کل واحدها :  132 واحد
دروس عمومي :  20 واحد
دروس پايه :  40 واحد
دروس اصلي :  23 واحد
دروس اختصاصي :  38 واحد
دروس اختياري :  12 واحد

کارشناسی مدیریت امور فرهنگی

تعریف و هدف :

 

فرهنگ بر نهاد سیرت و شخصیت ملت ها تاثیر می گذارد و چنانچه فرهنگی واسطه میان تفکر و تمدن گردد به تمدن نشاط قوت و نظم می بخشد چرا که حضور تفکر قدرت را در پی خود می آورد. باروری فرهنگی جامعه مستلزم تبادل و ارتباط و گوناگونی فرهنگها ، تبادل و تضارب اندیشه ها ، مشارکت در فعالیت های فرهنگی و خلاقیت فرهنگی و رشد توسعه دانش است.به منظور دستیابی به این اهداف برنامه ریزی فعالیت های فرهنگی باید در زمینه حفظ میراث فرهنگی و رشد و توسعه دانش است.به منظور دستیابی به این اهداف برنامه ریزی فعالیت های فرهنگی باید در زمینه حفظ میراث فرهنگی (موزه ها باستانشناسی ،صنایع دست و ...) غنای هنری (موسیقی ،شعر،نقاشی و ..) تنوع رسانه ای (کتاب ،رادیو ،tv ،مطبوعات و ...) گسترش نهادهای آموزشی رسمی و غیر رسمی و .... با توجه به شرایط جامعه کنونی و نیازهای مردم به صورت جذاب متنوع انجام پذیرد.

دوره کارشناسی حر فه ای مدیریت امور فرهنگی با گرایش ارزیابی فرهنگی در قالب اموزشهای علمی – کاربردی به برنامه ریزی اموزشی اطلاق می گردد که دانشجویان با کسب مجموعه ای از دانش و مهارت و کاربرد ان در حوزه فرهنگی بتوانند وظایف خود در مشاغل قابل احراز را به نحو شایسته ای انجام دهند.

 

ضرورت و اهمیت :

 

بررسی ها و ارزیابی های انجام شده در محدوده منابع انسانی بخش فرهنگی، اهمیت آموزش متخصصانی چون ، مدیران ،برنامه ریزان و کارشناسان نهاد های فرهنگی جهت احراز اینگونه مشاغل را نمایان ساخته است. لذا اجرای دوره های کارشناسی حرفه ای مدیریت امور فرهنگی گرایش ارزیابی فرهنگی به منظور تامین نیروی انسانی کارامد و رسیدن به وضعیت مطلوب امری ضروری است. فرهنگ هر جامعه هویت و موجودیت آن را تشکیل می دهد ، همه پیشرفت های جامعه در پیشرفت علوم و اعتقادات و ارزش های ان جامعه منعکس است. همه امور جامعه بستگی تام به فرهنگ دارد و خوشبختی و انحطاط ملت ها در گرو فرهنگ جامعه است. بنا براین بسیار لازم و ضروری است که هنگام اجرای هر نوع طرح ، پروژه یا سیاستی یا تولید فرهنگی ، ورزش ، گردشگری ، هنر های تجسمی ، محیط زیست ، فعالیت های فرهنگی خارج از شورف بودجه فرهنگی و ....

 

قابلیت ها و مهارت های مشترک فارغ التحصیلان :

 

الف-تجزیه و تحلیل رخداد ها و ارائه راه حل بهینه

ب- برنامه ریزی انجام کار و هدایت کار گروهی

پ-مدیریت و آموزش افراد تحت سرپرستی و انتقال اطلاعات فنی

ت- بهبود و مستند سازی فرایندهای انجام کار و ارائه گزارش نتایج فعالیت ها

ث- کارافرینی ، خلق و راه اندازی عرصه های جدید کسب و کار

ج-برقراری ارتباط موثردر محیط کار

چ-برنامه ریزی به منظور رعایت الزامات بهداشت ،ایمنی ومحیط زیست

ح-برنامه ریزی به منظور رعایت اخلاق حرفه ای

خ-تصمیم سازی و تصمیم گیری بخردانه

د- تفکر نقادانه و اقتضایی

ذ-خلاقیت و نوآوری

 

قابلیت ها و توانمندی های حرفه ای فارغ التحصیلان :

 

-    بتواند سازمانهای فرهنگی را مدیریت کند.

-    بتواند مجری مصوبات شورای هماهنگی تبلیغات دولت باشد.

-    بتواند با توجه به سیاستگذاری دولت در راستای توسعه فرهنگی فعالیت کند.

-    بتواند از فناوریهای نوین ارتباطی و اطلاعاتی در توسعه فرهنگ استفاده نماید.

-    بتواند پیشنهاد طرح های فرهنگی جهت همکاری مردم و دولت بدهد.

-    بتواند تحقیقات هنری و رسانه ای انجام بدهد.

-    بتواند اثار رسانه ای را نقد وتحلیل نماید.

-    بتواند تبلیغات کالاهای فرهنگی کند.

 

مشاغل قابل احراز :

 

-    مدیر فرهنگی

-    کارشناسی توسعه امور فرهنگی

-    مدیر پژوهشهای فرهنگی

-    کارشناسی بازاریاب فرهنگی

-    کارشناس ارزیابی فرهنگی

-    کارشناس برنامه ریزی فرهنگی

 

طول و ساختار دوره :

 

دوره کارشناسی حر فه ای مبتنی بر نظام واحدی و متشکل از مجمو عه ای از دروس نظری و مهارتی است و با توجه به قابلیت ها و مهارت های مشترک و حرفه ای به 2 بخش (اموزش در مرکز مجری) و (اموزش در محیط کار)تقسیم می شود.مجموع واحد های هر دوره بین 65 تا 70 واحد و مجموع ساعات ان 1700 تا 2000 ساعت می باشد که در طول حداقل 2 و حداکثر 3 سال قابل اجرا است.

 

دروس پیشنهادی ترم اول :

1- کاربینی

2- اقدام پژوهی

3- سواد هنری

4- جامعه شناسی هنری

5- نظریه های فرهنگی

6- فناوری و فرهنگ

7- اقتصاد و فرهنگ

8- درس عمومی

9-تربیت بدنی

10- دو درس عمومی

 

دروس پیشنهادی ترم دوم :

1- رفتارشناسی فرهنگی ایرانیان

2- شبکه اجتماعی

3- زبان تخصصی

4- دولت و برنامه های فرهنگی

5- صنایع فرهنگی

6- کارورزی 1

7- دورس عمومی

8-مهارت مشترک

 

دروس پیشنهادی ترم سوم :

1- مدیریت بازاریابی فرهنگی

2- قوانین و مقررات در حوزه فرهنگ

3- سواد رسانه ای

4- گزارش نویسی

5- آسیب شناسی فرهنگی و اجتماعی

6- اصول دیپلماسی فرهنگی

7- قیمت گذاری کالاهای فرهنگی

8-مهارت مشترک

9-درس عمومی

 

دروس پیشنهادی ترم چهارم :

1- قیمت تمام شده کالاهای فرهنگی

2- ارزشیابی کالاهای فرهنگی

3- برنامه ریزی فرهنگی

4- نظارت فعالیت های فرهنگی

5- نماد و نشانه شناسی فرهنگی

6- مهارت مشترک

7- درس عمومی

8- کارورزی 2

آشنایی با رشته مدیریت امور فرهنگی  پرينت

با توجه به اهمیت روزافزون فرهنگ و مراكز فرهنگی در جامعه كنونی این رشته با هدف تربیت و پرورش مدیران فرهنگی جهت ساماندهی و برنامه‌ریزی فعالیت‌های فرهنگی، هدایت مؤسسه‌های فرهنگی، نظارت بر امور فرهنگی و تحقیق در خصوص مسایل فرهنگی ایجاد شده است .

این رشته یكی از دوره‌های رسمی آموزش عالی كشور است كه دانشجویان آن از میان افراد دارای مدرك كاردانی پس از موفقیت در آزمون كارشناسی ناپیوسته پذیرفته می‌شوند. این دروه به صورت مقطع كارشناسی ناپیوسته طی2 سال (حداقل 4 ترم و حداكثر 6 ترم تحصیلی) برگزار می‌شود.
تعداد واحدهای درسی این رشته 66 واحد است كه 9 واحد آن دروس عمومی، 10 واحد پایه، 22 واحد اصلی و 25 واحد تخصصی می‌باشد. در ضمن دارندگان مدرك كاردانی غیرمرتبط باید 12 واحد درس جبرانی را بگذرانند.
دانشجویان رشته مدیریت امور فرهنگی در طی دوران تحصیل خود علاوه بر فراگرفتن دروس مربوط به فرهنگ، با مباحثی دیگر از قبیل مسائل اجتماعی، ارتباطی، حقوقی و ... آشنا می‌شوند.

 

دروس دوره:
در ذیل دروس و تعداد واحدهای این دوره تحصیلی، جهت آشنایی دانشجویان و علاقمندان به این رشته آورده می‌شود :
تاریخ تحلیلی اسلام
متون اسلامی
معارف اسلامی 2
انقلاب اسلامی وریشه های آن
تربیت بدنی2
نظریه های جامعه شناسی
آمار
روش تحقیق
تمثیل شناسی و اسطوره
ارتباط تصویری
تغییرات اجتماعی
حقوق فرهنگی
تكنولوژی و فرهنگ
دولت و فرهنگ
اصول و فنون تهیه بودجه
اقتصاد و فرهنگ
تاریخ تحولات اجتماعی ایران
صنایع فرهنگی
نظریه های ارتباط جمعی
جهانی شدن و فرهنگ
نظریه های فرهنگی
مدیریت بازار یابی فرهنگی
توسعه فرهنگی
تشكیلات و سازماندهی
مدیریت سازمانهای فرهنگی
برنامه ریزی امور فرهنگی
مسائل فرهنگی جهان معاصر
روابط فرهنگی بین الملل
مدیریت گردشگری
تطبیق ادیان
متون زبان تخصصی
ارتباط بین فرهنگها
كارورزی 1
كارورزی2
جامعه شناسی فرهنگی ایران
سرپرستی مراكز فرهنگی
كارورزی2
فرهنگ و رفتارهای اجتماعی
رسانه شناسی
فعالیتهای فرهنگی
حقوق ادبی و هنری
آشنایی با کارشناسی ارشد مدیریت امور فرهنگی

 

تعریف
کارشناسی ارشد امور فرهنگی دوره ای است مشتمل بر دروس نظری و پروژه های مطالعاتی با دو  شاخه مدیریت و برنامه ریزی در زمینه امور فرهنگی یا هنری و تبلیغاتی و ارتباط این دو با نیاز های جامعه.

 

هدف دوره
1- تامین و تربیت نیروی انسانی متخصص برای سازمان ها و نهاد های فرهنگی کشور.
2- تقویت روح تتبع و تفکر و شکوفا شدن استعداد های نهفته جامعه از طریق تربیت مدیران و برنامه ریزان امور فرهنگی.

 

قابلیت ها و توانایی های مورد انتظار
1- کسب مهارت در کاربرد سیستمها و روش های سالم تلبغاتی
2- سرپرستی و نظارت و هماهنگی فعالیت های فرهنگی تبلیغاتی در مراکز علمی در سطح جامعه از قبیل کوشش در شناساندن انقلاب و فرهنگ و تمدن اسلامی با استفاده از امکانات برگزاری سمینارها، نمایشگاه ها، سخنرانی ها و جشنواره ها و غیره...
3- کسب مهارت در بکارگیری وسائل سمعی  و بعصری در جهت ارتقاء سطح اثر بخشی مفید تبلیغاتی رسانه های ارتباط جمعی.
4- فراهم آوردن امکانات لازم جهت برقراری و توسعه ارتباطات فرهنگی با داخل و خارج از کشور به منظور ارتقاء سطح آگاهی فرهنگ اسلامی جامعه.

 

طول دوره و شکل نظام:
شکل این دوره نیمسالی و مدت این دوره بطور متوسط 2 سال است.

تجربه­ ی بیماری و قانون تیمار وارونه

از مسافرت که برگشتیم همسرم مریض شد و برای همین در صبح یک روز تعطیل رسمی مجبور شدیم که به بیمارستان برویم. بعد از اینکه به بیشتر بیمارستانها زنگ زدیم که آیا متخصصی در زمینه­ی بیماری ما دارند یا نه، بالاخره تصمیم گرفتیم به نزدیکترین بیمارستان در دسترس مناطق پایین شهر برویم، چون می­دانستم آنجا بیمار بیشتر است و حتماً بیمارستان هم باز است. بر همین اساس راه افتادیم، نزدیک بیمارستان که رسیدم از دور تراکم ماشینها خوشحالم کرد که حتماً بیماستان باز است و پرسنل هم مشغول کارند. اما نزدیکتر که شدم مشکل همیشگی، جای پارک خودش را نشان داد و مجبور شدم در جاییکه توقف و ایستادن ممنوع بود پارک کنم، چون چند نفر دیگر پارک کرده بودند و البته خبری هم از برگه­های جریمه روی شیشه جلویی ماشین آنها نبود!

ادامه نوشته

اهمیت و نقش فرهنگ درزندگی انسان و جامعه

سنجش تأثیر فرهنگ بر زوایای مختلف زندگی فردی و اجتماعی مشکل است. زیرا هنوز ما داده های کافی نداریم. اما بدون شک نفوذ عوامل فرهنگی بر رفتار انسان قطعی است. اولویتهای فرهنگی ضرورتا اگرچه به خودی خود تعیین کننده نیستند. اما یک مؤلفه از نظام پیچیده عوامل علی هستند که می تواند عامل برانگیزاننده ی مهمی در بلند مدت باشند. بدین معنا که ارزش های مادی یا ارزش های معنوی هر کدام تأثیر گذار بر شکل و محتوای جامعه خواهند بود. مثلا در جوامع پیشرفته در طول چند دهه ی گذشته در اثر نگرش قابل ملاحظه ای که نسبت به متغیرهای فرهنگی فرامادی شده است، شاهد خیزش از مادیگرایی به فرامادیگرایی هستیم. در این حالی بود که در فراگرد اولیه صنعتی شدن در غرب از نفوذ هنجارهای سنتی – مذهبی و قیود کاسته شد و عملا کارایی قیود فرهنگی ضعیف تر شده و کمتر از قبل قابل مشاهده بود. بنابراین جهان بینی متداول هر جامعه بازتاب تجربیات همان جامعه است. که ما آنها را در میان ارزش ها و نگرشها و عادات آن مردم می یابیم. بنابراین می توان گفت مشکلات جامعه ناشی از نقض الگوهای آنهاست که عوامل فرهنگی را یا نادیده گرفته اند یا کمتر دخیل کرده اند. مسائل روزمره ی مردم، انگیزه هایی که افراد را به کار وا می دارد، برخوردهای سیاسی درون اجتماع و اهمیت مسایل مذهبی و … همه اولا قابل تغییر و ثانیا برخاسته از نوع فرهنگ آن جامعه خواهد بود و در حقیقت بازتاب تجربه های سازنده ی نسلهای گذشته به نسلهای آینده است. بنابراین تصفیه ی فرهنگ یا القاء فرهنگهای سالم که در واقع رهیافت مردم در تطابق با محیط را بیان می کند امروزه جز اولویتهای جامعه داری است، که می بایست گسترش یابد. زیرا فرهنگ شکل دهنده به محیط و زمینه ساز تحولات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی و حتی تکنولوژیکی است. به همان ترتیب که دگرگونیهای فرهنگی در اروپا انقلاب صنعتی را در غرب آسان نمود، و انقلاب صنعتی نیز تغییراتی با خود آورد. امروز این دگرگونیهای فرهنگی است که مسیر جوامع را هدایت می کنند. لذا انتقال فرهنگ گذشته به آیندگان و نیز نوآوری فرهنگی از مهم ترین اقداماتی است که می تواند از زوال یک جامعه جلوگیری نماید.

 

سنجش تأثیر فرهنگ بر زوایای مختلف زندگی فردی و اجتماعی مشکل است. زیرا هنوز ما داده های کافی نداریم. اما بدون شک نفوذ عوامل فرهنگی بر رفتار انسان قطعی است. اولویتهای فرهنگی ضرورتا اگرچه به خودی خود تعیین کننده نیستند. اما یک مؤلفه از نظام پیچیده عوامل علی هستند که می تواند عامل برانگیزاننده ی مهمی در بلند مدت باشند. بدین معنا که ارزش های مادی یا ارزش های معنوی هر کدام تأثیر گذار بر شکل و محتوای جامعه خواهند بود. مثلا در جوامع پیشرفته در طول چند دهه ی گذشته در اثر نگرش قابل ملاحظه ای که نسبت به متغیرهای فرهنگی فرامادی شده است، شاهد خیزش از مادیگرایی به فرامادیگرایی هستیم. در این حالی بود که در فراگرد اولیه صنعتی شدن در غرب از نفوذ هنجارهای سنتی – مذهبی و قیود کاسته شد و عملا کارایی قیود فرهنگی ضعیف تر شده و کمتر از قبل قابل مشاهده بود. بنابراین جهان بینی متداول هر جامعه بازتاب تجربیات همان جامعه است. که ما آنها را در میان ارزش ها و نگرشها و عادات آن مردم می یابیم. بنابراین می توان گفت مشکلات جامعه ناشی از نقض الگوهای آنهاست که عوامل فرهنگی را یا نادیده گرفته اند یا کمتر دخیل کرده اند. مسائل روزمره ی مردم، انگیزه هایی که افراد را به کار وا می دارد، برخوردهای سیاسی درون اجتماع و اهمیت مسایل مذهبی و … همه اولا قابل تغییر و ثانیا برخاسته از نوع فرهنگ آن جامعه خواهد بود و در حقیقت بازتاب تجربه های سازنده ی نسلهای گذشته به نسلهای آینده است. بنابراین تصفیه ی فرهنگ یا القاء فرهنگهای سالم که در واقع رهیافت مردم در تطابق با محیط را بیان می کند امروزه جز اولویتهای جامعه داری است، که می بایست گسترش یابد. زیرا فرهنگ شکل دهنده به محیط و زمینه ساز تحولات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی و حتی تکنولوژیکی است. به همان ترتیب که دگرگونیهای فرهنگی در اروپا انقلاب صنعتی را در غرب آسان نمود، و انقلاب صنعتی نیز تغییراتی با خود آورد. امروز این دگرگونیهای فرهنگی است که مسیر جوامع را هدایت می کنند. لذا انتقال فرهنگ گذشته به آیندگان و نیز نوآوری فرهنگی از مهم ترین اقداماتی است که می تواند از زوال یک جامعه جلوگیری نماید.
ادوارت هالت کار استاد دانشگاه کمبریج در اثر معتبر خود \”تاریخ چیست\” اظهار می دارد: «گذشته تنها در پرتو نور حال قابل تفهیم است. و زمان حال را فقط در پرتو نور گذشته می توان کاملا درک کرد. قادر ساختن بشر به درک جامعه گذشته و افزایش استیلای او بر جامعه کنونی، وظایف دو گانه تاریخ است.» (1) امه سزر متفکر انقلابی الجزایری نیز می گوید: «نزدیکترین راه به جهان آینده تعمق در گذشته است. (۲) و احمد طالب ابراهیمی الجزایری نیز می گوید: «دانستن این که انسان به کدام سوی روان است همان قدر پر ارزش است که بدانیم از کدام سوی می آید و فرهنگ رابطه ای است که گذشته ها را به هم پیوند می دهد و جهش به سوی آینده را ممکن می سازد.» (3) این سخنان به نقش و اهمیت فرهنگ در پیوند گذشته به حال، فراهم ساختن موجبات صعود به کمال و آینده ای روشن اشاره دارند. چرا که فرهنگ به قول هرسکووتیس بنایی است که مبین تمامی باورها، رفتارها، دانش ها، ارزش ها و مقاصدیست که شیوه ی زندگی هر ملت را مشخص می کند. از طریق فرهنگ است که اعضای جامعه می آموزند که چگونه بیندیشند و چگونه عمل نمایند. پژوهشگران معتقدند که اعتلای هر جامعه به فرهنگ آن بستگی دارد، به طوری که حتی ما با یاری فرهنگ می توانیم مسیر حرکت حیات آن جامعه را بررسی و پیش بینی نمائیم. فرهنگ حاوی آفرینش ها، اندیشه ها و جهان بینی مردم یک سرزمین است. اجزائی که کنار هم محتوای درون و برون اعضاء را می سازد. شکل نهادها، سازمان ها و تشکیلات اجتماعی همه بازتاب فرهنگ ملی و سرزمینی هستند چرا که فرهنگ سرزمینی ملهم از ویژگی های جغرافیایی، دین، خواستها و آرزوها، احساسات و … مردم آن سرزمین است. لذا هر قدر ملتی از گذشته ی تاریخی و فرهنگی خویش آگاهی بیشتر و عمیق تری داشته باشند، بدون شک و با قاطعیت و ایمان راسخ برای حفظ موجودیت و هویت و اعتبار خود در برخورد با فرهنگهای ملل مختلف می کوشد، نارسایی ها و مشکلات کمتری دامن گیر آن جامعه می شود، زیرا هویت فرهنگی موجبات توانایی و زنده بودن ملت را فراهم می آورد و به قول ژرژ بالاندیه فرهنگ انگیزه و واسطه بقاست، رمز جان بدر بردن هر ملت از مهلکه هاست. (۴)

 

عوامل فرهنگی مهم ترین عامل تحول جوامع (نظریات)
در تقسیم بندی عوامل دگرگون ساز جوامع عوامل محیطی، سیاسی و فرهنگی از اهمیت ویژه ای برخوردارند. که پراثرترین آنها عوامل فرهنگی است.
این عوامل شامل مذهب، شیوه های تفکر و آگاهی های عمومی می باشد. وبر معتقد است که اعتقادات مذهبی بسیاری از اوقات در اعمال فشار برای ایجاد دگرگونی اجتماعی نقشی برانگیزنده ایفا می کنند. (۵) نظام عقیدتی بیش از هر چیز از یکسو ضرورت پایبند بودن بر یک سری از ارزش ها و هنجارها و شعایر سنتی تأکید می کند و از سویی دیگر در صورت سستی و کاهش پایندی های افراد و نظام حاکم به ارزش های نظام عقیدتی به عنوان یک عامل تسریع کننده در دگرگون ساختن جامعه وارد عمل می شود. جهان بینی و نگرش مردمان که در برگیرنده ی گرایشات مذهبی، آرمان های زندگی، اندیشه و شیوه های زندگی و … است در صورت تغییر و تهدید به دگرگونیهای بنیادی ختم می گردد که در این بین پیشرفت علم و تغییرات تفکری و اندیشه ای، خصوصا در چند دهه ی اخیر به طور فزاینده بر گسترش دگرگونیهای اجتماعی، سیاسی و حتی انقلابات کمک کرده است. تحت تأثیر رشد آگاهیها، اندیشه ی برابری، آزادی و آرمان بهبود زندگی فردی و اجتماعی، مردم مختلف دنیا را به توسعه و دگرگونی جوامع خود سوق داده است.
در خصوص تبیین دگرگونیهای اجتماعی که غالبا به نوعی تطورگرایی یا پیشرفت و حرکت به سوی جلو مرتبط می شوند، نظریات مختلفی ارائه شده است. برداشتهایی که از جامعه مورد نظر و آرمانی و نیز شرایط نابسامان زندگی روزمره شده، اندیشمندان را به نظریاتی رهنمون ساخته که تقریبا از قرن ۱۹ به این سو ما شاهد افزایش کمیت و کیفیت آنها هستیم. دارونیسم اجتماعی جزء اولین نظریه های تکاملی است که بر مبنای تکامل زیستنی با بیان اصل بقا و تنازع معتقد است که جوامع انسانی هم به عالی ترین مرحله پیشرفت اجتماعی خود دست یابند. اگرچه این نظریه خصوصا از اواخر دهه ۱۹۲۰ کاملا بی اعتبار گردیده است اما شروعی برای نظریات دیگر، و نیز اصلاح شیوه نگرشی اروپائیان شد.
پارسونز نیز یکی از پرنفوذترین نظریات تکاملی را مطرح نموده است که بر اساس آن ارتباط و نقش بشری از اهمیت ویژه ای برخوردار است. پارسونز با تعبیر خاص خود بنام الگوهای عام تکاملی Evolutionary Universals مدعی است که تکامل اجتماعی می تواند به عنوان فرایند تمایز فزاینده نهادهای اجتماعی، بتدریج که جوامع از شکل های ساده به پیچیده تر حرکت می کنند، تحلیل شود. (۶)
پارسونز با بیان سطوح مختلف جوامع اعم از جوامع ابتدایی، میانی و جوامع صنعتی، نظام های موجود آنها را از یکدیگر جدا و باز می شناسد. او معتقد است که جوامع ابتدایی اغلب درگیر اختلافات قومی و طبقه ای هستند و نظام تولیدی آنها مبتنی بر تولید کشاورزی یا شبانی است و جوامع میانی نیز که بیشتر نویسندگان آنها را دولت های سنتی Traditional States نام نهاده اند (مانند مصر باستان، رم و چین) با پیدایش خط و سواد و پیچیدگی ارتباطات نسبت به جوامع ابتدایی، روابط سیاسی، اقتصادی و خانوادگی دچار دگرگونی می گردند. رهبری سیاسی به شکل تقسیمات حکومت توسعه می یابد. (۷) در این دوره سازمان دیوان سالارانه و مبادلات پولی و نظام قانونی دچار تحول و تکامل می یابد. اما جوامع صنعتی که در طرح پارسونز در بالاترین نقطه قرار می گیرد وی معتقد است که در چنین جوامعی نظام های اقتصادی و مذهبی کاملا از یکدیگر جدا شده و هر دو از نظام حقوقی و نظام سیاسی متمایز گردیده اند. این جوامع از طریق ارزش قائل شدن به نهادهای اجتماعی و گسترش صنعت بقای برتری خود را تضمین و تأمین کرده اند.
کارل مارکس نیز در تبیین نظریات خود از دگرگونیهای اجتماعی به یک نوع با نظریه های تکاملی اشتراک دارد. (۸) زیرا هردوی آنها عمده ی دگرگونیهای اجتماعی را ناشی از کنش های متقابل با محیط مادی می دانند، مارکس معتقد است که جوامع بر مبنای یک زیرساخت اقتصادی استوار هستند که تغییر در آن منجر به تغییراتی در روساختها (نهادهای سیاسی، فرهنگی، حقوقی و …) می شود.
به عقیده ی او انسان ها به طور مستمر و فعال به جهان مادی در ارتباط هستند و تلاش برای تسلط بر طبیعت به شیوه های گوناگون سبب بوجود آمدن نظام های پیچیده تر تولیدی و گسترش نیروهای تولیدی می شود. به نظر مارکس دگرگونی اجتماعی فقط به عنوان یک جریان کند پیشرفت اتفاق نمی افتد، بلکه به شکل انقلاب رخ می دهد. تغییرات در نیروهای تولیدی در اثر این انقلابات دگرگون ساز، تنشهایی را در نهادهای دیگر روساختی پدید می آورد که اثر آن به عنوان منازعات میان طبقات اجتماعی به فروپاشی نهادهای موجود و یا گذار به نوع جدیدی از نظم و نظام اجتماعی جدید می انجامند. (۹) تا در نهایت به نمونه عالی و تکاملی جامعه یعنی سوسیالیسم ختم می گردد.
دورکیم نیز تحت تأثیر اندیشه های اسپنسر و کنت، علاقه ی شدیدی به واقعیت های اجتماعی نشان می دهد اما درباره ی ساختارها، کارکردها و رابطه ی اجزای مختلف نظام اجتماعی و نیازهای جامعه نوعی نظریه ی کارکرد گرایی ساختاری را مطرح می سازد. و سعی می کند تا با جدا ساختن مفهوم علت اجتماعی و مفهوم کارکرد اجتماعی اولا اجزای اورگانیسم اجتماعی را شناسایی و آنها را به یکدیگر پیوند دهد. ثانیا بدین طریق هرگونه دگرگونی در اجتماع را که از دگرگونی یک جزء به دگرگونیهای دیگر اجزاء، توضیح دهد. در نظر این اندیشمند و سایر اندیشمندان کارکرد گرای ساختاری، نیاز جامعه و علت بوجود آمدن یک ساختار از اهمیت ویژه ای برخوردار است. از نظر اینان اگر مشخص شود که یک ساختار چگونه بوجود آمده است و یا چرا چنین صورتی به خود گرفته است می تواند اجزاء نظام را در تداوم عملکرد کل نظام و نیز با سایر اجزای مختلف نظام نقش آنها را دید که از این بررسی یک حالت تعادل و توازن را می توان در نظر گرفت. بگونه ای که اگر این تعادل برقرار نشود سراسر نظام دگرگون می گردد.
در نظر این طیف از اندیشمندان کارکرد گرای ساختاری اگر جامعه به چهار پیش نیاز نظام اجتماعی دست یابد بقاء و دوام خود را تضمین نموده است.
تطبیق، دستیابی به هدف، یکپارچگی و نگه داشت الگو این پیش نیازها می باشند.
آبرل در تحلیلهای خود معتقد است که اگر این چهار شرط در جامعه بوجود نیاید جامعه ای باقی نخواهد ماند. نخستین عامل به ویژگی های جمعیتی مربوط می شود. اگر جامعه جمعیت خود را از دست بدهد به گونه ای که ساختارهای گوناگونش از عملکرد بیافتد این فروپاشی حتمی خواهد بود. وجود جمعیت بی تفاوت تهدیدی برای جامعه خواهد بود یا وجود جمعیتی مهاجم و تهدیدگر به گونه ای که حالت جنگ همه علیه همه در داخل جمعیت یک جامعه بوجود آید نیز تهدیدی برای ادامه حیات آن جامعه به شمار می آید. کشمکشهای داخلی و کاربرد زور، به قول آبرل نشان از تناقض ذاتی آن جامعه دارد. (۱۰) بنابراین هر جامعه می بایست بتواند اولا با محیط خود از روشهای برخوردی مناسبی برخوردار باشد، ثانیا بتواند نیازهای اساسی برای بقایش را (خوراک، سوخت، مواد خام و …) را از محیط خود به دست آورد. که این رفع نیازها خود مستلزم وجود بازرگانی مناسب، تبادل فرهنگی، ارتباطات کافی و دفاع نظامی شایسته در برابر هجوم دشمنان است. اما مهم ترین نکته نظریات کارکرد گرایان ساختاری تأکید بر نظام فرهنگی مشترک جامعه است که می بایست در جامعه وجود داشته باشد. نظامی که برآیند نظام مشترک ارزشی افراد آن جامعه است. مردم یک جامعه می بایست به یک شیوه بنگرند تا با این وسیله به درجه ی بالایی از صحت نائل گردند و پیش بینی کنند که دیگران چگونه فکر و یا عمل خواهند کرد. به عبارت دیگر یک جامعه از این نقطه نظر تنها زمانی استوار است که کنش گران با جهت گیری های مشترک عمل کنند. زیرا یک چنین جهت گیری مشترک به انسان ها اجازه می دهد که با آن چیزهایی که نمی توانند نظارت یا پیش بینی کنند. (۱۱) نیز به شیوه های همسان برخورد کنند. (وحدت رویه) زیرا این اشتراک به حضور و پایبندی آنها به ارزش ها در موقعیتهای اجتماعی مختلف منجر می گردد. این نظام فرهنگی مشترک هدف های مشترک را وضوح بیشتری می بخشد و از سویی دیگر روشهای آن جامعه را برای دستیابی و حتی نوع وسایل دستیابی به این اهداف مشترک را مشخص می سازد. و طبق آن نظام هنجاری متفق کارکرد دستیابی را به عهده می گیرد. بدون تنظیم این وسایل کسب اهداف و نظام هنجاربخش جامعه دچار هرج و مرج، بی هنجاری، تضاد و بی تفاوتی می شود.
بنابراین می توان چهار تکلیف اساسی هر نظام را چنین برشمرد که بقای هر جامعه در گرو آنها خواهد بود.

۱٫ تطبیق:
هماهنگ ساختن خود با موقعیت و محیط و نیز هماهنگ ساختن محیط با نیازهای خود.

۲٫ دستیابی به اهداف مورد نظر:
هر نظام به دنبال اهدافی است که کسب آنها سبب افزایش اعتماد مردم و تصویرگر آینده بهتر خواهد بود.

۳٫ یکپارچه گی و وحدت:
هر نظام می بایست گونه ای عمل نماید که روابط متقابل افراد با یکدیگر و اجزای سازنده ی آن را تنظیم نماید.

۴٫ نگهداشت الگو:
یعنی هر نظام می باید با ایجاد یک الگوی فرهنگی مشترک انگیزه ها، هنجارها و ارزش های افراد را جهت دهد و یا آفریننده و نگهدارنده ارزش های ایجاد شده و مقبول افراد باشد.

پی نوشت :

۱٫ پیشرفت و توسعه بر بنیاد هویت فرهنگی، دکتر پرویز ورجاوند، شرکت سهامی انتشار ص ۱۹
۲٫ همان منبع، ص ۱۹
۳٫ همان منبع، صفحه ۱۹
۴٫ پیشرفت و توسعه بر بنیاد هویت فرهنگی، دکتر پرویز ورجاوند، شرکت سهامی انتشار ص ۲۵
۵٫ جامعه شناسی آنتونی گید نز، منوچهر صبوری، ص ۶۹۶
۶٫ جامعه شناسی آنتونی گید نز، منوچهر صبوری، ص ۹۶۲
۷٫ جامعه شناسی آنتونی گید نز، منوچهر صبوری، ص ۹۶۲
۸٫ جامعه شناسی آنتونی گید نز، منوچهر صبوری، ص ۹۶۳
۹٫ جامعه شناسی آنتونی گید نز، منوچهر صبوری، ص ۹۶۴
۱۰٫ نظریه جامعه شناسی در دوران معاصر جرج ریترز ترجمه محسن ثلاثی، ص ۱۲۸
۱۱٫ همان منبع
منبع: کتاب طرح تحقیقاتی شهر اسوه

جامعه شناسی فرهنگ و جامعه

مفهوم فرهنگ

فرهنگ عبارت است از ارزش هایی که اعضای یک گروه معین دارند، هنجارهایی که از آن پیروی می کنند، و کالاهای مادی که تولید می کنند. ارزش ها آرمان های انتزاعی هستند، حال آن که هنجارها اصول و قواعد معینی هستند که از مردم انتظار میرود آن ها را رعایت کنند. هنجارها نشان دهنده ی بایده و نبایدها در زندگی اجتماعی هستند. بدین سان تک همسری- وفادار بودن به تنها یک شریک زناشویی- ارزش مهمی در اکثر جوامع غربی است. در بسیاری از فرهنگ های دیگر شخص مجاز است در یک زمان یک زن و شوهر داشته باشد. هنجارهای ازدواج، به عنوان مثال، شامل چگونگی رفتار زن وشوهر نسبت به وابستگانشان است. در بعضی از وجوامع، از شوهر یازن انتظار می رود که با پدر ومادر همسرانشان رابطه ی نزدیکی را برقرار کنند، در فرهنگ های دیگر از آن ها انتظار می رود آشکارا از یکئیگر فاصله بگیرد.

تکامل

برطبق نظریه ی داروین، تکامل نوع انسان در نتیجه ی تکامل نوع انسان در نتیجه فرایندی تصادفی پدید آمده است. تکامل نتیجه چیزی است که داروین آن را انتخاب طبیعی نامید. مفهوم انتخاب طبیعی  ساده است. همه ی موجودات زنده برای زنده ماندن نیازمند غذا و منابع دیگری مانند حفاظت در برابر شرایط نامساعد اقلیمی هستند. اما منابع کافی برای نگهداری همه ی انواع حیوانی که در هر مرحله ی زمانی معین وجود دارند، موجود نیست، زیرا زادو ولد آ نها به مراتب بیشتر از آن است که محیط بتواند غذای آن ها را فراهم کند. آن ها که بهتر با محیطشان انطباق یافته اند باقی می مانند، در حالی که دیگران، که کمتر توانایی مقابله با شرایط محیطی را دارند، نابود می شوند. بعضی از حیوانات باهوش تر و چابک تر بوده یا بینایی بهتری نسبت به دیگران دارند آنها مدت طولانی تری زندگی می کنند، و می توانند زاد و ولد کرده ویژگی های خودرا به نسل های بعدی منتقل دهند. آنها برای بقا و تولید نسل انتخاب شده اند.

جهش

به واسطه ی مکانیسم زیستی جهش، یک فرایند مستمر انتخاب طبیعی وجود دارد. جهش یک تغییر ژنتیکی اتفاقی است که صفات زیستی بعضی از افراد در یک نوع تغییر  می دهد. بیشتر جهش ها از نظر ارزش بقا یا زیان آوریا بی فایده اند، اما برخی به حیوان در رقابت با دیگران برتری می دهد: درآن صورت افرادی که دارای ژنهای جهشی هستند باقی می مانند وافرادی که فاقد آن ها هستند از میان خواهند رفت. این فرایند هم علت تغییرات جزئی در درون نوع وهم تغییرات عمده را که منجر به از میان رفتن نوع می شود توضیح می دهد. به عنوان مثال،میلیون ها سال پیش خزندگان عظیم الجثه در نقاط مختلف دنیا فراوان بودند. اندازه آنها با وقوع جهشهایی در سایر انوا کوچکتر که توانایی انطباق برتر با شرایط محیطی را به آنها داد، به صورت مانعی برای بقا درآمد. نخستین نیاکان انسان ها از جمله ی این انواع دارای توانایی انطباق بیشتر بودند.

زیست شناسی اجتماعی

مطالعات زیست شناسان اجتماعی که همانندیهای نزدیکی میان رفتار انسانی و رفتار حیوانات می بینند، این طرز تلقی رابه رویارویی فراخوانده است. اصطلاح زیست شناسی اجتماعی از نوشته های ادوارد ویلسون آمریکایی گرفته شده است. این اصطلاح به کاربرد اصول زیست شناختی در تبین فعالیت های اجتماعی همه ی حیوانات اجتماعی، از جمله انسان اشاره می کند. مطابق نظرویلسون، بسیاری از جنبه های حیات اجتماعی انسان در ترکیب ژنتیکی ماریشه دارد. به عنوان مثال، بعضی ازانواع حیوانات آداب عشق ورزی و رفتار جنسی انسان، به طور کلی متضمن آداب مشابهی است، که مبتنی بر خصائص ذاتی نیز هستند. به عنوان نمونه ای دیگر، در اکثر انواع حیوانی، نرها درشت تر و پرخاشگرتر از ماده ها هستند، و گرایش به تسلط  بر جنس ضعیف تر دارند. شاید عوامل ژنتیک بتوانند توضیح دهند که چرا، در تمام جوامع انسانی که می شناسیم، مردان بر زنان گرایش بیشتری به در دست داشتن مواضع قدرت دارند. بر طبق نظر ویلسون و پیروانش، زیست شناسی اجتماعی با نشان دادن این که بسیاری از این گونه جنبه های رفتار انسانی به طور ژنتیکی برنامه ریزی شده اند، خواهند توانست هرچه بیشتر جامعه شناسی و انسان شناسی را به صورت یک رشته علمی واحد مبتنی بر زیست شناسی درآورد.

غریزه

غریزه آن گونه که در زیست شناسی و جامعه شناسی درک می شود، یک الگوی رفتار پیچیده است که به طور ژنتیکی تعیین می شود. در این معنیا آداب عشق ورزی بسیاری از حیوانات پست تر غریزی است. به عنوان مثال، ماهی آبنوس(یک ماهی کوچک آب شیرین) مجموعه آداب فوق العده پیچیده ای برای جفت گیری دارد که نرو ماده هر دو باید طبق آن رفتار کنند. هر ماهی مجموعه ای از حرکات ظریف و ماهرانه را انجام می دهد، و دیگری به آن پاسخ داده و رقص جفت گیری شگفت انگیزی را می آفرینند. این الگ در تمام ماهی های این نوع به طور ژنتیکی ایجاد گردیده است. به هم زدن خود به خودی چشم، ویا کنار کشیدن سر در برابر یک ضربه ی پیش بینی شده، یک عمل انعکاسی است، نه یک غریزه، این عمل تنها یک واکنش  ساده است، نه یک الگوی رفتار پیچیده، بنابراین، سخن گفتن ازآن به عنوان عمل غریزی به مفهوم دقیق و علمی آن نادرست است. انسان ها با تعدادی از انعکاس های اساسی، همانند واکنش جشم به هم زدن ، که اکثر آنها به نظر می رسد دارای نوعی ارزش بقای تکاملی باشد، متولد می شوند. به عنوان مثال، نوزاد  انسانی هنگامی که نوک پستان یا شیء شبیه نوک پستان به او داده می شود شروع به مکیدن آن می کند. کودک خردسال هنگامی که ناگهان تعادل خود را از دست می دهد، دست هایش را برای رسیدن به چیزی که اورا نگه دارد بالا می برد و چنانچه دستش با سطح داغی برخورد کند آن را به سرعت عقب می کشد. بدیهی است که هر یک از این واکنشها در رویارویی با محیط مفید است. انسان ها همچنین نیازهای زیستی معینی دارند. نیازهای ما به غذا، آب، ارضای جنسی و حفظ سطح معینی از گرمای بدن مبنای ارگانیک دارد، اما شیوه های ارضاء این نیازها و برخورد با آن ها، درمیان – و در درون- فرهنگهای گوناگون به کلی فرق می کنند.

گوناگونی فرهنگی

گوناگونی فرهنگ انسانی بسیار چشمگیر است. ارزشها و هنجارهای رفتار از فرهنگی به فرهنگ دیگر بسیار فذق می کنند و اغلب به شیوه ای اساسی با آنچه مردم جوامع غربی طبیعی می پندارند تفاوت آشکار دارند. به عنوان مثال، ما در جوامع امروزی غربی قتل عمدی نوزادان یا کودکن خردسال را یکی از زشت ترین جنایات می دانیم. اما در فرهنگ سنتی چین، نوزادان دختر را غالباً در هنگام تولد خفه می کردند، زیرا آنها به جای اینکه دارایی خانواده به شمار آیند سربار خانواده تلقی می گردیدند. در غرب، به خوردن صدف عادت دارند، اما بچه گربه یا سگ توله را که هر دو در بعضی جاهای دنیا از جمله غذاهای لذیذ به شمار می روند نمی خورند. یهودیان گوشت خوک نمی خورند، حال آنکه هندوها گوشت راخوک می خورند اما از خوردن گوشت گاو خوداری می کنند. غربیها بوسیدن را به عنوان یه جزء طبیعی رفتار جنسی تلقی می کنند، اما در بسیاری از فرهنگ های دیگر این امر یا ناشناخته است ویا نفرت انگیز پنداشته می شود. همه ی این ویژگی های گوناگون رفتار جنبه های تفاوت های فرهنگی گسترده ای هستند که جوامع را از یکدیگر متمایز می کنند.

خرده فرهنگ

جوامع کوچک مانند (جوامع شکار و گردآوری) معمولاً از نظر فرهنگی یکسان هستند، اما جوامع صنعتی از نظر فرهنگی متنوع بوده، خرده فرهنگهای گوناگون بسیاری را در بر می گیرند، به عنوان مثال، در شهرهای امروزی اجتماعات خرده فرهنگی زیادی در کنار یکدیگر زندگی می کنند. جرالد ساتلز پژوهشی میدانی در یکی از محلات فقیرنشین غرب شیکاگوانجام داده است. وی تنها در این یک محله گروهبندی های خرده فرهنگی متعدد گوناگونی را یافت: پورتوریکوییها، سیاهان، یونانیها، یهودیان، کولی ها، ایتالی ها، مکزیکیها و سفید پوست های جنوبی، همه ی این گروهها قلمروهاو شیوه های زندگی خاص خود را داشتند.

قوم مداری

هر فرهنگی الگوهای رفتار منحصر به خود را دارد، که برای مردمی که از زمینه های فرهنگی دیگری هستند بیگانه می نماید. جامعه شناسان تلاش می کنند تا آنجا که ممکن است از قوم مداری، که قضاوت درباره ی فرهنگ های دیگر در مقایسه با فرهنگ خویشتن است، اجتناب کنند. ازآنجا که فرهنگ های انسانی بسیار متفاوتند. شگفت انگیز نیست که مردم متعلق به یک فرهنگ همدردی کردن با عقاید ویا رفتار افراد متعلق به فرهنک دیگر را اغلب دشوار می یابند. مثال آیین کارگو، دشوار یک فرهنگ در برخورد با فرهنگی دیگر را نشان داد. در جامعه شناسی، باید مراقب باشیم که عینک فرهنگی خود را برداریم تا بتوانیم شیوه های زندگی اقوام مختلف را در پرتوی عاری از تعصب مشاهده کنیم.

ویژگی های عام فرهنگی

درمیان دگرگونی رفتار فرهنگی انسان برخی ویژگی های مشترک وجو دارند. هرگاه که این ویزگی ها در همه، یا تفربیاً همه جوامع یافت شوند. ویژگیهای عام فرهنگی نامیده می شوند. هیچ فرهنگ شناخته شده بدون یک زبان از نظر دستوری پیچیده وجود ندارد. همه ی فرهنگها دارای شکل مشخصی از نظام خانوادگی هستند، که درآن ارزشها وهنجارهایی در ارتباط با مراقبت کودکان وجود دارند. نهاد ازدواج یک ویژگی عام فرهنگی است. همان گونه که شعایر دینی و حقوق مالکیت چنین هستند. همچنین، در همه ی فرهنگ ها شکلی از ممنوعیت زنا با محارم- ممنوع کردن روابط جنسی میان خویشاوندان نزدیک، مانند پدر ودختر، مادر وپسر،یا برادر وخواهر- وجود دارد. انواع دیگری از انواع دیگری از ویژگی های عام فرهنگی توسط انسان شناسان تشخیص داده شده اند- از جمله وجود هنر، رقص، آرایش بدنی، بازیها، هدیه دادن، ش.خی کردن و قواعد بهداشت.

نشانه شناسی و فرهنگ مادی

نمادهایی که در گفتار و نوشتار بیان می شوند شیوه های اصلی تشکیل وبیان معانی فرهنگی هستند، اما تنها شیوه ها نیستند. اشیامادی و جنبه های رفتار هردو می توانند برای تولید معانی مورد استفاده قرار می گیرند.دالً عبارت از هر حامل معنی است- هر مجموعه عناصری که برای انتقال معنا مورد استفاده قرار می گیرد. صداهایی که در گفتار ایجاد می شود، همانند علامت هایی که روی کاغذ یا مواد دیگر در نوشتار گذاشته می شود، دال هستند. اما، دال های دیگر، لباس، تصاویر یا نشانه های دیداری، شیوه های خوردن، شکاهای ساختمان یا معماری، بسیاری از ویژگی های مادی دیگر را شامل می شوند. به عنوان مثال، سبکهای لباس پوشیدن، معمولاٌ به فهماندن تفاوتهای دو جنس کمک می کنند. در فرهنگ ما، تقربیاٌ تا این اواخر، همه ی زنان دامن وهمه ی مردان شلوار می پوشیدند. ر فرهنگهای دیگر، این بر عکس است: زنان شلوار ومردان دامن می پوشند.

انواع جامعه ی انسانی

جوامع شکار و گردآوری

ویژگی های اصلی این جوامع ، از تعداد کمی افراد تشکیل می شود که از راه شکار، ماهیگیری و گردآوری گیاهان خوراکی زندگی می کنند. در این جوامع نابرابریهای اندک بوده، تفاوت مرتبه یا مقام محدود وبه سن و جنس است. دوره زندگی این جوامع، از 50،000سال پیش تا امروز، اگر چه اکنون در شرف اضمحلال کامل هستند.

جوامع کشاورزی

ویژگی های اصلی این جوامع، جوامع مبتنی بر اجتماعات کوچک روستایی بدون شهرهای کوچک و بزرگ شیوه ی اصلی تأمین معیشت از راه کشاورزی و اغلب همراه با شکار و گردآوری است. این جوامع با نابرابریهایی شدیدتر از آنچه در میان شکارگران و گردآورندگان  وجود دارند مشخص می شوند، وتحت فرمانروایی رؤسا قرار دارند. دوره زندگی این جوامع، از12،000 سال پیش تا به امروز. اکثر این جوامع اکنون به صورت مشخص خود را از دست می دهند

جوامع شبانی

ویژگی های اصلی این جوامع، جوامعی که برای تأمین معیشت خود وابسته به نگهداری حیوانات اهلی هستند جمعیت آنها از چند صد نفر تا هزاران نفر متغیر است جوامع شبانی معمؤلاٌ با نابرابریهای آشکا مشخص می شوند ورؤسا یا شاهان جنگجو بر آن ها فرمانروایی می کنند. دوره زنئگی این جوامع، همان دوره ی زمانی جوامع کشاورزی، جوامع شبانی نیز امروز اکثراٌ بخشی از دولت های بزرگتر هستند، و شیوه های زندگی سنتی آنها به تدریج ضعیف می شوند.

دولت ها یا تمدن های سنتی

ویژگی های اصلی این جوامع،  در این جوامع ، کشاورزی هنوز پایه ی اصلی نظام اقتصادی است، اما شهرها وجود دارند و تجارت  وصنعت در شهرها متمرکز گردیده است. دولتهای سنتی ممکن است گاهی بسیار بزرگ بوده، میلیونها نفر داشته باشند، اگرچه اکثراٌ در مقایسه با جوامع صنعتی بزرگ امروز کوچک بودند. دولتهای سنتی دستگاه حکومتی مشخصی دارند. که دررأس آن شاه یا امپراطور قرار دارد. نابرابریهای شدیدی بین  طبقات مختلف وجود دارد. دوره زندگی این جوامع، از حدود 6000 سال پیش از میلاد تا قرن نوزدهم. همه ی دولتهای سنتی اکن.ن ازمیان رفته اند.

جوامع جهان اول

ویژگی های اصلی این جوامع، جوامع مبتنی بر تولید صنعتی که نقش قابل ملاحظه ای به سرمایه گذاری آزاد می دهند. تنها بخش بسیار کوچکی از جمعیت به کشاورزی اشتغال دارد و اکثرمردم در شهرهای بزرگ و کوچک زندگی می کنند. نابرابریهای طبقاتی مهمی وجود دارد، هرچند که این نابرابریها نسبت به دولتهای سنتی کمتر مشخص است. این جوامع اجتماعات سیاسی مجزایی یا دولتهای ملی را تشکیل می دهند. اصطلاح جوامع اول به کشورهای صنعتی اروپا، ایالات مهحده آمریکا، استرالیا وژاپن اشاره می کند. کشورهای جهان اول تقربیاٌ همگی دارای نظام پارلمانی چند جرئی هستند. دوره ی زندگی این جوامع، از قرن هجدهم تا امروز

جوامع جهان دوم

ویژگی های اصلی این جوامع، جوامعی که دارای شالوده ی صنعتی هستند، اما نظام اقتصادیشان به طور متمرکز برنامه ریزی شده. تنها بخش نسبتاٌکوچکی از جمعیت در کشاورزی کار می کنند، وبیشتر مردم در شهرهای کوچک وبزرگ زندگی می کنند. نابرابریهای مهم طبقاتی وجود دارد، هر چند که هدف حکومت های مارکسیست این جوامع ایجاد نظام بی طبقه است. مانند کشورهای جهان اول ، کشورهای جهان دوم اجتماعات سیاسی یا دولت های ملی را تشکیل می دهند. جوامع جهان دوم جوامع صنعتی ای هستند که به وسیله ی حکومتهای وابسته به کمونیسم اداره می شوند. دوره زندگی این جوامع، یک اوایل قرن بیستم(پس از انقلاب1917 روسیه) تا امروز

جوامع جهان سوم

ویژگی های اصلی این جوامع ، جوامعی که درآنها اکثریت جمعیت به کشاورزی اشتغال دارد، و در نواحی روستایی زندگی می کنند، اکثراٌ از روشهای سنتی استفاده می کنند. با وجود این ، بخشی از محصول کشاورزی در بازارهای جهانی به فروش می رسد. بسیاری از کشورهای جهان سوم دارای نظام سرمایه داری آزادند، حال آنگه بعضی از این گشورهای برنامه ریزی متمرکز دارند. جوامع جهان اول و دوم، اجتماعات سیاسی مجزا یا دولتهای ملی هستند. دوره زندگی این جوامع، از قرن هجدهم(به عنوان نواحی مستمره) تا امروز.

فرهنگ و توسعۀ فرهنگی

به طور کلی می‏توان اهمیت فرهنگ را از دو بعد مورد بررسی قرار داد: یکی جایگاهی که فرهنگ در هویت و موجودیت جامعه دارد و دوم نقشی که فرهنگ در پیشرفت جوامع ایفا می‏کند. جنبۀ اول را می‏توان اهمیت و جایگاه فرهنگ در موجودیت جامعه پنداشت و وجه دوم را می‏توان اهمیت و نقش فرهنگ صحیح در حرکت به سمت اعتلا یا انحطاط جوامع دانست. در زمینه نقش فرهنگ در موجودیت جامعه باید گفت: حوزه نفوذ فرهنگ به همه ابعاد زندگی بشر کشیده شده است و همه ویژگی‌های غیرفزیکی و متمایزکننده انسان‌ها از یکدیگر و نیز همه ویژگی‌های متفرقۀ جوامع در فرهنگ آن‌ها نهفته است. بدون شک بالاترین و والاترین عنصری که در موجودیت هر جامعه دخالت اساسی دارد، فرهنگ آن جامعه است. اساساً فرهنگ هر جامعه هویت و موجودیت آن جامعه را تشکیل می‏دهد. و به صورت کل فرهنگ است که ویژگی‌های مشترک به وجود آورندۀ یک ملّیت یا یک ملت را شکل می‏دهد و بدون وجود یک فرهنگ واحد، شهروندان یک کشور را نباید یک ملّت نامید. لذا می‏توان گفت پایۀ اساسی و محوری شکل‌گیری یک ملت فرهنگ است. چنان چه می‏بینیم همه ابعاد علوم، فنون، ادبیات، هنر، اخلاق، ارزشها، باورها، اعتقادات و … جوامع را در حیطۀ فرهنگ جای می‏دهند. بدیهی است ویژگی‌های متفرقه جوامع نیز همین‌هاست. کل تمدن بشری از این مجموعه ساخته شده است. هر جامعۀ نیز مرهون این ابعاد زندگی اجتماعی خود است. زیرا همه پیشرفت‌های یک جامعه در پیشرفت علوم و اعتقادات و ارزشهای آن منعکس می‏شود و بشر بدون ابعاد فرهنگی، حیات بشری بدوی و عقب‏مانده خواهد بود که در جوامع امروزی تصور وجود آن نیز مشکل است. می‏توان گفت: «فرهنگ مبدأ همه خوشبختی‌ها و بدبختی‌های ملت است.» زیرا تمام خوشبختی‌ها و بدبختی‌های جوامع، بستگی به بهره‏مندی از پیشرفت علوم و فنون و عملکرد اعتقادات، اخلاق، ارزشها، هنر و … در زمینه‏های مختلف اجتماعی دارد. با عملکرد صحیح این ابعاد فرهنگ و نیز بهره‏مندی از نتایج پیشرفت علوم و فنون، جوامع می‏توانند به خوشبختی برسند. می‏توان گفت همه امور جوامع بستگی تام به فرهنگ آنها دارد. لذا «اگر مشکلات فرهنگی و آموزشی به صورتی که مصالح کشور اقتضا می‏کند حل شود، دیگر مسایل به آسانی حل می‏گردد.» همچنان نه تنها فرهنگ، سازنده خوشبختی ملت‌هاست بلکه انحطاط ملت‌ها نیز در گرو فرهنگ جامعه است. زیرا پایه‏های اعتقادی، اخلاقی، علمی و هنری جوامع که موجب خوشبختی ملتها هستند با انحراف فرهنگ، مضمحل می‏شود و انسانها به انحطاط کشیده می‏شوند. «اگر فرهنگ ناصالح شد، جوانانیکه تربیت می‏شوند به این تربیتهای فرهنگ ناصالح، اینها در آتیه، فساد ایجاد می‏کنند … وقتی فرهنگ فاسد شد، جوانانیکه زیربنای تأسیس همه چیز هستند، از دست ما می‏روند و ناسالم بار می‏آیند.» فرهنگ نه تنها انسانها را به انحطاط می‏کشد بلکه می‏تواند موجب انحطاط و پوچی و در نهایت اضمحلال جوامع شود. علمای توسعه فرهنگ، بیش از هر زمان دیگری به این باور رسیده‏اند که تا فرهنگ یک جامعه‏ای موافق با توسعه نباشد، پیشرفت و توسعه آن جامعه میسر نخواهد بود. زیرا انسانها به عنوان عاملان محوری توسعه باید برای عمل خود تمایل داشته باشند. این تمایل که با قدرت انتخاب همراه است و در عمل پس از انتخاب به منصه ظهور می‏رسد، باید شرایط ایجاد تمایل در انسان را داشته باشد. تمایلهای افراد نیز از طریق ارزشها و باورهایشان ایجاد می‏شود. با این وجود ممکن است این تمایلها در انتخاب با محدودیتهایی که برای فرد وجود دارد مواجه شود و در نهایت تمایلات، ارزشها و امکانات مختلف فرد و جامعه، فرد را به انتخاب در عمل وادار می‏کند و این انتخاب عملی فرد است که می‏تواند در جهت توسعه جامعه یا برخلاف آن باشد. می‏بینیم که عمل افراد متکی به ارزشها، اعتقادات و باورهای افراد و نیز امکانات فرد و جامعه از جهات مختلف علمی، هنری و نیز مادی دارد. بر این اساس می‏توان گفت فرهنگ مبدأی است که اعمال انسانها و به تبع آن مسیر تکاملی جامعه از آن نشأت می‏گیرد. چنان چه اگر جامعه‏یی فرهنگ ضد توسعه داشته باشد، این فرهنگ موجد اعمالی از سوی اعضای جامعه خواهد شد که نه تنها در جهت توسعه و پیشرفت جامعه عمل نخواهند کرد، بلکه راه پیشرفت را نیز سد می‏کنند و موجب انحطاط جامعه می‏شوند. لذا برای تحقق پیشرفت و توسعه جامعه، ضرورت دارد فرهنگ آن جامعه موافق با توسعه باشد. با این توضیحات می‏توان گفت، بستر و مسیری که اصلاح امور باید طی کند، بستر فرهنگ است. یعنی جامعه تنها در بستر فرهنگی مناسب است که می‏تواند به توسعه و پیشرفت دلخواه دست یابد. بدیهی است که اگر این بستر نامناسب باشد، توسعه نیز تحقق نخواهد یافت و یا حداقل به صورت دلخواه نخواهد بود. بر این اساس: «راه اصلاح یک مملکتی، فرهنگ آن مملکت است. اصلاح باید از فرهنگ شروع شود … اگر فرهنگ درست شود یک مملکت اصلاح می‏شود.» در اینجاست که ضرورت تحول فرهنگی ایجاد می‏شود. زیرا اگر بخواهیم جامعه‏ای پیشرفت کند و به طرف تعالی حرکت کند، باید زمینه‏های آن در مجریان این پیشرفت و حرکت ایجاد شود و گفتیم که این زمینه‏ها نیز چیزی جز فرهنگ جامعه نیست. بنابراین ضرورت تحول فرهنگی برای دستیابی به توسعه نمایان می‏شود. درتحول فرهنگی دیدیم که پیشرفت در همه شؤون اقتصادی، سیاسی و اجتماعی زندگی یک جامعه، متکی به فرهنگ آن جامعه است و تا زمانی که فرهنگ جامعه‏ای موافق با پیشرفت و توسعه نباشد، پیشرفت آن جامعه میسر نخواهد بود. بر این اساس می‏توان گفت : اگر فرهنگ جامعه‏ای موافق توسعه (به معنی عام آن) نباشد، برای دستیابی به توسعه در ابعاد گوناگون باید به اصلاح فرهنگ در جهت توافق آن با توسعه همت گماشت.

نقش فرهنگ در جامعه،

فرهنگ و توسعۀ فرهنگی در جوامع

درآمد

در جامعه شناسی واژگان فرهنگ، توسعۀ فرهنگی در کنار مفاهیم چون توسعه سیاسی، توسعه اقتصادی و توسعه اجتماعی به شکل گسترده قابل بحث است.

مفهوم توسعه فرهنگی در اواخر قرن هفدهم از طرف یونسکو(سازمان فرهنگی جهان) در مباحث توسعه گنجانیده شد. توسعۀ فرهنگی نسبت به توسعۀ اجتماعی، سیاسی، اقتصادی از گسترده‌گی و پویایی بیشتری برخوردار است.

پایین‌بودن سطح سواد در جوامع، از دلایل اصلی توسعه نیافتگی محسوب می‌شود؛ از سوی دیگر، رشد فکری- فرهنگی جوامع، از جملۀ شاخصه‌های بنیادین توسعه یافتگی است.

جامعه‌شناسان معتقد هستند که اگر فرهنگ یک جامعه‏ به پویایی و پختگی لازم و شایسته نرسیده باشد، پیشرفت، انکشاف و توسعۀ اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و … آن جامعه میسر نخواهد بود.

بنابراین مهمترین چالش‌هایی که فراروری توسعه فرهنگی در جوامع بشری قرار دارد عبارت است از شکاف‌ها و تعارضات قومی- مذهبی، پایین‌بودن سطح سواد و بعضاً ارزش‌ها و هنجارهای ضد توسعۀ فرهنگی را می‌توان برشمرد.‌

عوامل گوناگون در بازدارنده‌گی توسعه فرهنگی در یک جامعه نقش دارد. قسمی که پیشر اشاره شد، ضدوبندها گروهی، قومی، منطقه‌یی سبب تقسیم و تجزیۀ جمعیت و شکل‌گیری گروه بندی‌ها و قومیت‌های خاص می‌گردد و این گروه بندی‌ها ممکن است تشکل‌های قومی- مذهبی باشد و یا یک تشکل سیاسی. در بررسی شکاف‌های اجتماعی؛ باید به تنوعات جغرافیایی و تنوعات تاریخی ملت‌ها توجه داشت، زیرا نوع و شمار و نحوۀ صورت بندی شکاف‌های اجتماعی بر حسب عوامل گوناگون از جامعۀ به جامعه دیگر و از زمانی به زمانی دیگر در درون یک کشور نیز متفاوت است.

ارتباط بین فرهنگ و جامعه

انسان‌شناسان برآن هستند که فرهنگ بر جامعه اولويت دارد. آنها جامعه را ابزار و وسيله‌اى براى اتصال فرهنگ مى‌دانند. جامعه‌شناسان، برخلاف انسان‌شناسان، اولويت را به جامعه مى‌دهند، و آن را به‌عنوان يک واقعيت مورد توجه قرار مى‌دهند، واقعيتى که به‌صورت امور اجتماعي، سازمان‌ها و نهادها تحقق يافته است.
 
رالف لينتون مى‌گويد:
 
'جامعه گروه متمايز انسانى و مجموعه‌اى از افراد است که آموخته‌اند با يکديگر همکارى کنند. ولى فرهنگ گروه متشکل از الگوى رفتار است. گرچه فرهنگ و جامعه روابط درونى نزديکى دارند ولى از يکديگر متمايز هستند و پديده‌هاى گوناگونى عرضه مى‌دارند' .
 
رفتار يک گروه خواه‌ناخواه تحت‌تأثير فرهنگ جامعه‌اى است که در آن شکل گرفته است. هيچ‌کس نمى‌تواند از حد و مرزى که هنجارها و ارزش‌هاى اجتماعى براى افراد تعيين کرده است خارج شود، زيرا عنوان کجروى و هرج و مرج را پيدا خواهد کرد.
 
کروبر در بيان تفکيک حوزهٔ فعاليت جامعه‌شناسى و انسان‌شناسى بر آن است که کار جامعه‌شناسى شناخت جامعه و کار انسان‌شناسى شناخت انسان و محصول انسانى او، يعنى 'فرهنگ' ، است.
 
فونکسيوناليست‌ها، که خود را انسان‌شناس فرهنگى معرفى مى‌نمايند، بر آن هستند که پيامدهاى فرهنگى با ساختمان اجتماعى جامعه پيوستگى دارند. بنابراين نتايج و آثار آنها به‌عنوان 'کارکرد' جامعه مورد بررسى قرار مى‌گيرد.
 
بعضى از انسان‌شناسان، که معتقد به اصالت فرهنگى هستند، معتقد هستند که بايد فرهنگ را به‌عنوان يک کل مستقل از جامعه مورد مطالعه قرار دارد، آنها مى‌گويند هر جامعه فرهنگ خاص خود را دارد و بستگى به 'من' ندارد و خارج از 'من' مستقل به‌وجود آمده است. بنابراين مى‌توان فرهنگ را به‌طور مستقل و جداى از کسانى که داراى آن فرهنگ هستند، مورد مطالعه قرار داد. آنها برآن هستند آنچنان‌که علمى به نام زبان‌‌شناسى وجود دارد، دانشى هم به نام فرهنگ‌شناسى وجود خواهد داشت. به اين ترتيب و به زعم انسان‌شناسان، براى شناخت هر جامعه يا دوره‌اى بايد فرهنگ آن را مورد مطالعه قرار داد. شناخت تطورات جوامع بدون فرهنگ‌شناسى امکان‌پذير نيست.
 
روت بنديکت مى‌گويد:
 
'آنچه باعث شد که فرهنگ ما خصوصيات خود را يافته باشد نژاد ما نيست بلکه فرهنگى است که در آن زندگى مى‌کنيم. شناخت جوامع بشرى بايد براساس بررسى انواع فرهنگ‌ها باشد، اين امر ضمن اينکه وجوه مشترک بين فرهنگ‌ها را آشکار مى‌سازد، خصوصيات هر فرهنگ را مورد شناسائى قرار خواهد داد. بهترين فايدهٔ اين کار آن است که آنچه را نسبى است ديگر مطلق نمى‌انگاريم و خود را برتر از ديگران نمى‌دانيم' .
 
فيرث (Firth)، بر آن است که انسان‌‌شناسان و جامعه‌شناسان مکمل يکديگر هستند و هر يک، متناسب با خصوصيات خود، بر شناخت قسمتى يا جنبه‌اى از رفتار آدمى تأکيد مى‌نمايد. به‌نظر او جامعه بر ترکيب انسانى مردم و روابط آنها تأکيد مى‌کند و فرهنگ بر ترکيب منابع ذخيره شدهٔ مادى و معنوى انسان، که انسان‌ها در جريان يادگيرى اجتماعى به کسب آنها نائل شده و به نسل‌هاى ديگر منتقل کرده‌اند، اصرار مى‌ورزند.
 
به اين ترتيب بين انسان‌شناسان و جامعه‌شناسان پاسخ قطعى در مورد اولويت فرهنگ يا جامعه به‌دست نيامده و توافق قطعى حاصل نشده است. انسان‌شناسان برآن هستند که فرهنگ بر جامعه اولويت دارد، ولى جامعه را وسيله‌اى براى انتقال فرهنگ مى‌دانند.
 
به‌نظر رالف لينتون گرچه فرهنگ و جامعه همواره با يکديگر پيوستگى دارند، ولى هر کدام پديده‌اى جداگانه هستند. ارتباط بين اين دو به‌وسيله افراد برقرار مى‌گردد. آنها با اعمال و رفتار خود الگوى فرهنگى را پايه‌گذارى مى‌کنند. با‌وجود اين هر فردى تبلور يا نمايندهٔ جزئى از فرهنگ جامعه خود مى‌‌باشد،نه کل آن. هيچ فردى نمى‌تواند کليهٔ جنبه‌هاى فرهنگى جامعهٔ خود را بشناسد و آنها را به کار برد، اما وقتى جامعه تشکيل مى‌شود همهٔ افراد آن به‌طور گروهى مجموعه جنبه‌ها و الگوهاى فرهنگى مختلف خود را خواهند شناخت و به آن عمل خواهند کرد.